خانه » انبوه‌سازی مسکن نباید پیش‌ران اقتصاد باشد

انبوه‌سازی مسکن نباید پیش‌ران اقتصاد باشد

هوشنگ فروغمند اعرابی در مصاحبه‌ با رادیو گفت‌وگو؛

در ارتباط با انبوه‌سازی مسکن و وعده یک میلیون واحد مسکونی و مشکلات و نتایج منفی آن می‌گوید :

اکثر مردم گمان می‌کنند که قیمت بالای مسکن و رکود آن، از جمله مشکلاتی هستند که در این حوزه با آن سروکار داریم و این مسئله اصلی‌ای است که باید راه حلی برای آن پیدا کنیم اما نتیجه منفی و مشکل اصلی مسکن قیمت آن  نیست! به نسبت مسائل عمیقتری که در حوزه مسکن وجود دارد قیمت مشکلی لحظه‌ای (۳-۲ سال) به حساب می‌ایند، و مشکلی که با آن  مواجه هستیم مسکن سازی انبوه بدون در نظر گرفتن نکات مهمی است که نتایج مخرب جبران ناپذیری بوجود می‌آورد. این نتایج بحران‌های دیگری به وجود می‌اورند که دیگر مربوط به دو سال یا سه  سال نیست و تاثیراتی سی یا چهل ساله دارند. مشکل اصلی ما نداشتن طرح جامع مسکن به شکل درست آن و عدم توجه به جایگاه برنامه‌ریزی تخصصی  است. برای مثال همین وعده یک میلیون واحد مسکونی را اگر درنظر بگیریم، آیا طرح‌های فعلی به مسائل اجتماعی، محیط زیستی، اقتصادی، فرهنگی، نیازهای انسانی یا اینگونه حوزه‌ها توجهی دارد؟ انبوه‌سازی بدون درنظر گرفتن تأثیر و تأثری که حوزه‌های فوق بر مسکن دارند مانند ترافیک، آلودگی هوا، بی‌برقی و مشکلات کلان دیگر صرفا اتلاف منابع کشور است. درصورتی که در انبوه سازی باید تمامی جوانب را بسنجیم و برنامه‌ای بلند مدت داشته باشیم. باید برنامه‌ای تدوین شود که بتواند پاسخی درست به تمامی مسأله‌های پیش‌روی اینگونه مسکن‌سازیها و انبوه‌سازی‌ها باشد. چرا که اگر الان برای اینگونه مسائل فکری نشود نتایجش تا بیست یا سی سال آینده گریبان گیر خواهند بود، دقیقا نظیر شرایطی که الان در حال تجربه‌اش هستیم. به عنوان نمونه‌ای از این تاثیرات، ابتدا منطقه‌ای ساخته می‌شود سپس به فکر حل مشکلاتی نظیر محل‌های آموزشی و درمانی مانند مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها یا چگونگی حل شار جمعیتی می‌افتیم. یادمان می‌رود که اصل قضیه، تمنّای بی‌رویه شهرنشینی است چرا که به روستاهای کشور توجه کافی نشده است.

این مدرس دانشگاه درمورد آثار زیانبار انبوه‌سازی مسکن می‌گوید: در حال حاضر به غیر از شعار کلی، طرح کلانی وجود ندارد که ابعاد زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی را در برگرفته باشد و متاسفانه دست‌اندرکاران و مسئولین کمترین توجه را به حوزه‌های ذکر شده دارند. این درصورتی است که در دوران کوتاه مدتی پس از انقلاب اسلامی طرح های خوبی برای انبوه‌سازی داشتیم که در آنها این مسائل در نظر گرفته شده بودند، بانکها تسهیلات خوبی ارائه می‌دادند و به کمک شرکتهای مهندسین مشاور معماری و شهرسازی و پیمانکاران ساختمانهای منطقی‌تری ساخته می‌شد. در برنامه‌ریزی‌ها برای ساخت تعداد واحد مسکونی در هر نقطه باید حدودی را تعیین کنیم که از یک تعدادی بیشتر مسکونی در آن منطقه ساخته نشود، در حوزه مسکن نمی‌توان گفت هرچه بیشتر بهتر چرا که وقتی حدود را رعایت نکنیم با بحرانهای جدی رو به رو خواهیم شد. مشکل ما عدم توجه به حد و حدود و نداشتن برنامه دقیق، همه جانبه و طولانی مدت برای مسکن است. این وضعیت در حالی است که بایستی از تجربیات ازمون شده بهره‌مند شویم و اشتباهات دیگران را تکرار نکنیم. پروژه‌های انبوه‌سازی بسیاری را در کشورهای متعدد شاهد بودیم که بدون توجه به برخی مسائل ریشه‌ای ساخته شده بودند و نهایتا دولت‌ها ناچار به تخریب آنها شدند. ما نیز اگر بدون برنامه دقیق و متناسب با شرایط کنونی بخواهیم اقدام به ساخت مسکن انبوه آن هم با این تعداد بکنیم در آینده نه چندان دور مجبور به تخریب آنها خواهیم شد.

هوشنگ فروغمند اعرابی با تاکید بر نگاه غلط کالا محور به مسکن این حوزه را به مسائل فرهنگی مرتبط دانستند: مسکن مانند یک دارو برای انسانها است نه صرفا یک سرپناه. مأمنی است برای گذر عمر. درست است که ما اقتصاد داریم و مسکن هم حوزه‌های مختلفی را در دل خود شامل می‌شود اما باید بدانیم که انسانهایی که در خانه‌ها می‌خواهند زندگی کنند و عمر می‌گذرانند، فرهنگ دارند و باید به سعادت و کمال فرهنگی، ملی و انسانی خود برسند.

وی در ارتباط با پیشران اقتصادی بودن مسکن گفت: مسکن نباید به عنوان پیشران اقتصاد در نظر گرفته شود. باید بدانیم که مدل اقتصادی کنونی دیگر نمی‌تواند صرفا مبتنی بر معاملات داخلی باشد، ما نیز همچون دیگر کشورها باید به فکر تبادل اقتصادی در سطح جهانی باشیم. متاسفانه با یک تفکر غلط اقتصادی وارد حوزه مسکن شدیم و می‌خواهیم معضلات اقتصادی را با ساخت واحدهای مسکونی حل کنیم. به همین دلیل است که در کشور ما مصرف‌کننده نهایی، خریدار آن مسکن نیست و این چرخه‌ای است که توسط سودجویان به راه افتاده و لطمات سنگینی بر چرخه اقتصادی و زندگی مردم زده است. یعنی مسکن در جایگاهی که شایسته آن است در نظر گرفته نمی‌شود و از ابعاد فرهنگی و اجتماعی آن چشم پوشی می‌شود.

وی در ارتباط با پیمانکاران حوزه ساختمان افزود: در دوره کنونی ما پیمانکاران و انبوه سازان فصلی داریم و متخصصانی که برای مثال ۲۰ یا ۳۰ سال در این حوزه فعالیت کرده باشند و علم کافی داشته باشند نداریم. حتی کارگرانی نداریم که تکنیسن اموزش دیده ۳۰ ساله کار خود باشند و تجربیات خود را به نسل‌های بعدی انتقال دهند و بازنشسته شوند. این در صورتی است که متخصص‌ها سرمایه‌های اجتماعی و ملّی ما هستند. این نتیجه در نظر نگرفتن حد و حدود در برنامه‌های کلان کشور است. در دوران رکود چه کسی به فکر متخصصان حوزه مسکن بود؟‌ این سرمایه‌ها هدر رفتند و ساده‌انگاری است اگر فکر کنیم که جایگزینی برای آنها پیدا خواهیم کرد.

هوشنگ فروغمند اعرابی درباره تاثیر فناوری های نوین در حوزه ساخت و تاثیرش در بالا رفتن سرعت ساخت و ساز  گفت: درمورد فناوری‌های نوین باید توجه داشت که همان طور که اشاره شد، تکنسین‌های این فناوری‌ها باید تربیت شده باشند و  نه اینکه کارگران فصلی در امر ساخت و ساز حضور داشته باشند. برای مثال اجرای سقف‌های وافل در تهران بسیار اندک است و هنوز در بسیاری مناطق، حتی مناطق شمال تهران، با تیرچه و بلوک ساختمان‌سازی می‌کنند چرا که به علت فقدان تکنسین‌های با تجربه و به کارگیری کارگران ساده در امر ساخت و ساز نمی‌توانند اینگونه سقف‌ها را اجرا کنند

وی افزود: طرح یک میلیون واحد مسکن را در نظر بگیرید. بدون در نظر گرفتن آینده این طرح و بحران‌های احتمالی صرفا به برخی ابعاد مثبت اشاره می‌کنند و این طرح را تنها راه برون رفت از معضلات مسکن می‌دانند، این درحالی است که اگر این ساخت و سازها بدون حد و مرز باشند رکود جاری مانند سدی شکسته خواهد شد و با طغیان مشکلات جدید مواجه می‌شویم. در اینجا بحث درباره ندادن مجوز‌ها یا بی‌توجهی به  پیمانکاران و سرمایه‌گذاران برای ساخت مسکن نیست. بحث این است که مجوزها و برنامه‌ها باید حد و حدودی داشته باشند. به بیان دیگر باید به تعادل اقتصادی برسیم یعنی چرخه اقتصاد کشور را تا حد مشخصی با مسکن و به غیر از آن  با حوزه‌های اقتصادی دیگر از قبیل صادرات و تعامل با دیگر کشورها متعادل سازیم.

در خاتمه افزود: باید به قدرت خریداران و مردم هم توجه داشت که اشخاص بتوانند با فعالیت اقتصادی و سب درآمد به قدرت خرید واحدهای مسکونی برسند. فرض کنید میلیون‌ها واحد مسکونی ساخته شود، وقتی قشر کم درآمد و متوسط قدرت خرید آنها را نداشته باشد، چه کسی از ساخت‌ آنها سود خواهد برد؟ پس چنین طرح‌هایی که بدون در نظر گرفتن اقتصاد کلان کشور هستند در واقع به خریدار نهایی یا نیاز واقعی مسکن توجه کافی ندارند.  باید طبق برنامه‌ای دقیق و از پیش تعیین شده و همه جانبه، تعادل اقتصادی برای عموم جامعه برقرار گردد و راهکار‌هایی از قبیل تسهیلات بانکی و مالیات بر ملک‌های دوم و سوم در نظر گرفت. اگر واقعا هدف خانه‌دار شدن اقشار مختلف جامعه است حتی می‌توان همین واحد‌های خالی را با سرمایه‌گذاری بخشهای دولتی به مردم اجاره دارد و یا سرمایه‌گذاری در حوزه مسکن را به ساخت واحدهایی مسکونی برای اجاره بلندمدت  و نه فروش و کسب درآمد محدود کرد.

5 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها